
با خودم زمزمه ميکنم
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام کاري نداشته باشم به او
من ميتوانم
فقط کمي
کم اورده ام
يادت هست؟ ميگفتم نميتونم مثل بقيه ناديده بگيرمت ديگه؟ واژه کم مي اورم براي نبودنت تنهام نزار.
براي جبران گذشته؟
حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلويم صف کشيده اند و يخ بسته اند از هر دري براي گفتن به بمبست ميرسن .تواين را ميخواهي ؟؟؟
با اين همه واژه چه کنم؟با اين همه دلتنگي و پيشموني چه کنم
بازي کجابوده کجا تموم شده ؟؟کيشو مات شديمو رفت
قلبمون حرف عقل زد ؟؟يا فقط زبونمونه که باز ميشه ؟؟تکليف اينهمه حرف نگفته چه مي شود؟ نکنه تکليفشون مثل منه .روزگار به اين کلمات به اين بغض ها رحم کن
بايد حرفهايم را مچاله کنم و بر گرده باد بياندازم يا روزي 100بار براي خودم تکرار کنمو جوابي نشنوم
بايد خوب باشم؟؟
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام که همچي و بدتر نکنم من ميتونم
فقط کمي
بي حوصله ام
فقط کمي
آسمان روي سرم سنگيني ميکند
گلويم تلخ است از شيرني حرف هاي ناگفته از جدايي که نخواستمش از دوري از ديدن گذر بي تفاوت تو از اشتباهات خودم
هر چه خودم را به کوچه بي خيالي ميزنم
باز سر از کوچه دلتنگي در مياورم باز ميشم همون احساس هميشگي
روزها تمام ابرهاي اندوه رو دارن و ميبارند ولي حيف حيف اون اشکي که ديده نشود
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
تمام خنده هايم را نذر کرده ام که گريه ام نگيرد
اما
هواي تو هواي گذشتمون تو سرمه شنگين سنگين
کاش بازم حرفات تکرار ميشد کاش فقط يک ثانيه ........
تک تک نجواهايمان تموم شد و رفت .اينقدر حرف زديم که همه را بدهيم دست نسيم ؟؟؟
کاش لا اقل ميشد از اين کابوس بيدار بشم کابوس .
حتي با ضربه اي هم راضيم فقط مرا بيدار کنيد
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط نميدانم چرا هي آه ميکشم
آه
و
آه
و بازم آه
خسته شدم از اين همه آه
شبها تمام آه ها در سينه منند
ان قدر سوزناک هستند که مي توانم با اين همه آه دنيا را خاکستر کنم
اما حيف که قول داده ام
من خوبم ....من آرامم......
فقط کمي دلواپسم
نترس باز شروع نميکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همين دلم برايت تنگ شده را هم به تو نمي گويم
تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم......
آخر من قول داده ام که آرام باشم چون تو گفتي برو
باورت مي شود؟ من خوبم آره خوبم فقط حتي اجازه دلتنگيم ندارم